صفحه اصلی   |   اخبار    |   امتحانات    |   آموزش    |   گالری تصاویر    |   معرفی کارکنان    |   تماس با ما    |   درباره ما    |   جستجو    |      
شنبه 03 تير 1396 - 30 رمضان 1438 - Sat 24 June 2017   ساعت ورود:   18:31:40
  پیوند مهم
مدرسه کوشا در جشنواره وب ایران

  آرشیو سوالات

 اول دبیرستان دوره اول (هفتم)
 دوم دبیرستان دوره اول (هشتم)
 سوم دبیرستان دوره اول (نهم)
 دوم علوم تجربی دوره دوم
 دوم ریاضی فیزیک دوره دوم
 سوم علوم تجربی دوره دوم
  سوم ریاضی فیزیک دوره دوم


  موضوعات

 اخبار مدرسه
 اطلا عیه
 پیام های آسمانی
 ریاضی
 علمی
 کار وفن آوری
 ورزشی
 فرهنگی و هنری
 تاریخ وجغرافي
 بازي و سرگرمي
 روان شناسی
 مناسبتها
 مطالب جالب
 ادبیات
 انجمن
 پزشكي و سلامت
 تکنولوژی
 زبان انگليسي
 اجتماعی
 شورای دانش آموزی

  روز تولد
تولدت مبارک

پویا محمدی

روز تولد: 5 تير

امین راستگو

روز تولد: 8 تير

ابوالفضل بادسار

روز تولد: 9 تير

محمد هادی کارگر

روز تولد: 9 تير



  رتبه سایت
 

  اوقات شرعي
 

  دانشنامه سوره ها
  سوره قرآن

  مراجع تقلید
 
















دريافت کد لوگوي سايت 
مراجع معظم تقليد

  لینک ها
 
  لارستان کهن-سایت کامجو
 
  مدرسه راهنمايي نمونه شهيد فراست
 
  مدرسه راهنمایی استاد جعفری
 
  وبلاگ علوم تجربی (آقای پرهیزی)
 
  انچمن مدارس ومعلمان
 
  جملات و اصطلاحات رایج انگلیسی در مورد کار کردن و شغل
زمان انتشار: 19 فروردين 1394 - 10:37:52       موضوع: زبان انگليسي

جملات و اصطلاحات رایج انگلیسی در مورد کار کردن و شغل



1- چه کاره هستید؟ شغل شما چیست؟

What do you do?/what are you?/what’s your job?

 

2- پزشک عمومی/ پیرا پزشک هستم.

I am a general practitioner /paramedic.

 

3- مهندس/ هنرمند هستم.

I am an engineer /artist.

 

4- هنوز دانشجو هستم.

I am still a university student.

 

5- پدر شما چه کاره است؟

What does your father do?

 

6- پدرم شغل آزاد دارد./ بازنشسته است.

My father is self-employed/retired.

 

7- کارمند دولت/ خلبان سرهنگ بازنشسته است.

He is a government employee/ pilot/retired colonel.

 

8- پدرم خیاط / سنگ کار / مهماندار هواپیما/ آهنگر/ زرگر است.

My father is a tailor/ stonemason/steward/ blacksmith/goldsmith.

 

9- یکبار بهم گفتی پدرت قفل ساز است.

Once you told me your father was a locksmith.

 

10- پدرم دامپزشک / حسابدار/ افسر است.

My father is a veterinarian/ an accountant/ an officer.

 

11- دلال معاملات ملکی/ فروشنده است.

He is a real estate agent/ a salesman.

 

12- پدرم نگهبان/ کنترل چی / تشک دوز / تحویل دار بانک/ تلفن چی است.

My father is a watchman/ an usher/ an upholsterer/ a teller / a telephonist.

 

13- کارمند بانک است.

He is a bank clerk.

 

14- او متخصص زنان/ متخصص پوست/ متخصص قلب/ متخصص داخلی است.

She is a gynecologist/dermatologist/cardiologist/ internist.

 

15- متخصص بیهوشی/ پرستار/ استاد دانشگاه است.

He is an anesthetist/ a nurse/ a university teacher.

 

16- پدرتان کار نمیه وقت دارد یا تمام وقت؟

Does your father have a part-time or a full-time job?

 

17- او به صورت تمام وقت/ نمیه وقت کار می کند.

He works full time/ part time.

 

18- چند ساعت در روز کار می کند؟

How many hours a day does he work?

 

19- آیا شیفتی کار می کند؟

Does he work on shifts?

 

20- پدرم بیکار است.

My father is unemployed/out of work.

 

21-او از دولت مستمری بیکاری می گیرد.

He receives unemployment benefit from the government.

 

22- در سن 55 سالگی باز نشسته شد.

He took retirement at the age of 55.

 

23- مستمری بگیر است.

He is a pensioner./he receives pension.

 

24- شنیدم پدرت سال گذشته اخراج شد.

I hear your father was fired/ sacked / dismissed last year.

 

25- خیلی ها را اخراج کردند ولی پدرم خوش شانس بود که نگاهش داشتند.

They fired many people, but my father was lucky to be kept on.

 

26- نه، کارش را ول کرد.

No, he gave up his job/ he quit.

 

27- استعفا داد.

He resigned.

 

28- برای چند هفته معلق بود.

He was suspended for a few weeks.

 

29- هیچ وقت نتوانسته است در یک شغل بماند.

He has never been able to hold down a job.

 

30- برادرت جایی استخدام است؟

Is your brother employed anywhere?

 

31- دو سه ماه است که به عنوان مهندس استخدام شده است.

He has been employed as an engineer for a couple of months.

 

32- کار فرمایش کیست؟کار خانه اش چند نفر نیرو دارد؟

Who is his employer? How many employees work in his factory?

 

33- پدرم می خوذاهد در خواست کار بدهد.

My father wants to apply for a job.

 

34- آیا فرم در خواست را تکمیل کرده است؟

Has he filled application from?

 

35- بله ،دارد دنبال یک معرف می گردد. شما معرف او می شوید.

Yes he is looking for a referee. Can you act as his referee?

 

36- هفته آینده مصاحبه دارم. امیدوارم همه چیز خوب پیش برود.

I have an interview next week. I hope it will go well.

 

37- برای چه پستی درخواست داده اید.

What position/ post have you applied for?

 

38- چه مدت است که این پست خالی است؟

How long has this post been vacant?

 

39- اولین شغلی را که به من پیشنهاد دهند می پذیرم.

I will accept/ take the first job they offer me.

 

40- مطمئنم به سمت مدیر فروش منصوب خواهید شد.

I am sure you will be appointed to the post of sales director.

 

41- نظرتان راجع به شغلتان چیست؟

How do you like your job?

 

42- خیلی شغلم را دوست دارم، ولی شغلم استرس زا/ کسل کننده/ خطرناک است.

I like it very much, but it’s very stressful/ boring/dangerous.

 

43- پدرم شغلش را دوست دارد چرا که شغلش آرامش بخش/ راحت و بی خطر است.

My father likes his job is relaxing/easy and safe.

 

44- ماهیانه چقدر در می آورد؟

How much does he earn monthly?

 

45- حقوقش / دستمزدش چقدر است؟

How much is his salary/ wage?

 

46- ماهیانه 500 دلار در می آورد.

He earn $ 500 (five hundred dollars) a month.

 

47- حقوق سالیانه اش فقط 48000 دلار است.

His annual salary is just $48000(forty thousand dollars).

 

48- پایه حقوقش 300 دلار است.

His basic / base salary is $300.

 

49- هفتگی/ ماهیانه حقوق می گیرد.

He is  paid weekly / monthly.

 

50- در آمد بالایی دارد.

He has a high income./ he is well- paid.

 

51- در آمد کمی دارد.

He is poorly paid/ badly paid.

 

52- از راه تدریس پول زیادی به دست نمی آورد.

He doesn’t make a lot of money out of teaching.

 

53- می خواهد درخواست اضافه حقوق کند.

He is going to ask for a pay raise.

 

54- هفته گذشته ترفیع گرفت.

He got a promotion last week.

 

55- مدت زیادی بود منتظر ترفیع رتبه بود.

He had been expecting promotion for a long time.

 

56-هفته گذشته حقوقش را کم کردند.

He had pay cut last week.

 

57- هرگز فیش حقوقش را دیده ای؟

Have you ever seen his pay slip?

 

58- حقوقشان پس از کسر مالیات، بیمه و غیره چقدر است؟

How much is your salary after deductions for tax, insurance, etc?

 

59- بعد از کسر مالیات و غیره ، حقوق ماهیانه ام 70 دلار  است.

After deductions for tax etc, my salary $700 a month.

 

60- در آمد خالص/ ناخالص شما چقدر است؟

How much is your net/ gross income?

 

61- برادرم دنبال شغل می گردد.

My brother is looking for employment.

 

62- باید یک شغل موقت/ دائم پیدا کند.

He should find a temporary /permanent job.

 

63- کارکنان آنجا خیلی صمیمی هستند.

 The staff there is so friendly.

 

64- پدر شما می تواند من را برای پست جدید در کارخانه اش توصیه کند؟

Can your father recommend me for the new post in his factory?

 

65- دست بردار. می توانی با پارتی بازی آنجا یک شغل برای خودت دست و پا کنی.

Come on. You can pull a few strings to get a job there.

 

66- باید دوستان رده بالایی داشته باشید.

You should have friends in high places.

 

67- چند روزی باید مرخصی بگیریم و به مسافرت برویم.

I have to take a few days off and go on a trip.

 

68- دوست دارم دو سه هفته مرخصی بگیرم.

I like to take a couple weeks’ leave.

 

69- او در حال مرخصی است. به خاطر بیماری به مرخصی رفته است.

He is away in leave now./ he is on sick leave.

 

70- در مرخصی زایمان به سر می برد.

She is on maternity leave.

 

71- کارگران کارخانه پدرم یک بار اعتصاب کردند.

Once the workers in my father’s factory went on strike.

 

72- پدرم هم جزو اعتصاب کنندگان بود.

My father was also one of the strikers.

 

73- در آمد ثابتی دارم.

I have a steady income.

 

74- می خواهم شغلم را عوض کنم.

I want to change my job.

 

75- چرا می خواهی شغلت را عوض کنی؟ پول خوبی در می آوری.

Why do you want to change your job? You get / earn good money!

 

76- من در پی گرفتن حقوق خوب نیستم. فقط پول زیادی به دست می آورم.

I am not interested in earning a good salary.

 

77- حقوق کمی دارم.

I have a poor salary.

 

78- امنیت شغلی ندارم.

I don’t have job security.

 

79- تدریس ممکن است خیلی رضایت بخش باشد، اما پول زیادی ندارد.

Teaching can be very rewarding, but there’s no money in it.

 

80- می خواهم در پژوه ای سرمایه گذاری کنم.

I want to invest in a project.





نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.

فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)

آدرس وب سایت یا وبلاگ (اختیاری)

http://

نظر شما

لطفا کد امنیتی را وارد کنید:



  پیوند مهم
شماره پیامک

  ورود
نام کاربری:
رمز عبور:



  آمار سایت
 

  
 

  مجوز لگو دیجیتال
 

  نماد اعتماد الکترونیکی
 

  تقویم مناسبتی
 

  پشتیبانی آنلاین چت یاهو مسنجر
 

sc.koosha@yahoo.com

آیدی یاهو مسنجر مدرسه را ادد کنید و با مدیر مدرسه در ارتباط باشید...
 

  ورود به انجمن گفتگو
 

  سخنی از بهشت
 

  موبایل اسلامی
 

  دیکشنری آنلاین
 

  پیوندها
 

طراح :            
    شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬
        استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است